| افیلیا ...امروز یا دیروز |
| ساعت ۱۱:۱٦ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ |
|
سلام بر عشق تو و او زمانی که با آرامش چای میخوری و به پایین آمدن برف از آسمان نگاه میکنی میدانی که آرامی و نگاه عاشقانه ای تو را در میابد آنک افیلیا مست و عاشق ...برف را آب کرد ...چای نخورد و زندگی کرد با مرگ خندیدن یا نخندیدن به دنیا ....این مساله او و ما شد خسته ام ...خندیده ام . هم بوده ام هم نبوده ام و در امتداد گرما و سرما طی طریق میکنم و آن رود مرگ با داستان هایش به سراغ من میآید....این چگونگی رمز سیال گفتگو با افیلیا زیر آب های گرم جنوبی ست ....او در رود جاری شد و اکنون به آب های آزاد رسیده است....آزاد ....آزاد و تو ای حامد ...... پارو بزن که قایق سوراخ شده است ....شاید بتونی به ریگستون برسی قطع ارتباط |
|
| خوانسار قلب هنر تعزیه ایران |
| ساعت ۱:٢٧ ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٦ |
|
شهر خوانسار قلب هنر تعزیه ایران چندی پیش خوانسار رفته بودم و باید بگم که حسینیه قودجان خوانسار بزرگترین مرکز شبیه خوانی در ایران است و هر سال در محرم بهترین تعزیه خوان های ایران اونجا اجرا دارن ...اجرای شبانه تعزیه ها با برنامه ریزی منسجم اداره میشه و در سطح جهانی نیز حسینیه خوانسار و تعزیه هاش مطرح است طوری که انستیتو بین الملی تئاتر اون رو بررسی کرده ....در اینجا کمی درباره اش نوشتم .....توصیه میکنم ....حتما یک بار به این بهشت هنر سفر کنید همه ساله از اربعین حسینی تا 28 صفر مراسم تعزیه خوانی سنتی در روستای قودجان از توابع شهرستان خوانسار برگزار میگردد. |
|
| گذشته ناب، هویت هر ایرانی |
| ساعت ۸:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠ |
|
گذشته ناب، هویت هر ایرانی
رضا آشفته: دکتر قطبالدین صادقی که همواره با روحیه پژوهشگری در صحنه حضور داشته است، این بار در "پیکرههای بازیافته" به سراغ اسطورهها و آیینهای فراموش شده و مهجور ایرانی رفته که گویا این پیکرهها را برای اولین بار بر نقش برجستههای مکشوف دیده است.
این ایدهآل است که بر پایه مستندات تاریخی بتوان تخیل کرد و به بازآفرینی گمشدههای ذهنی خود پرداخت؛ چراکه مخزن و ریشه تمام اتفاقات ممکن ناخودآگاه ذهن است. این رویکرد درست منجر به خلق فضایی غریب و در عین حال آشنا خواهد شد. غریب از این منظر که در خودآگاه ما نبوده و آشنا به خاطر آنکه لحظهای ما را به دورست ذهنمان پرتاب خواهد کرد. یعنی خالق اثر هنری ما را به دوردستهای ذهن خواهد برد، سفری کشف و شهودی که تمام این ناشناختهها را برای ما آشنا میکند. بنابراین آنچه دکتر صادقی به نمایش میگذارد، باعث مسرت و شادی میشود. یعنی فقط بازنمایی چند اسطوره و آیین نیست که تمام این حرکات و رفتارها در لحظه روح آدمی را شاداب میکند؛ چراکه فراغت خاطر هم ایجاد میکند. ما با گذشته خود همیشه همراه هستیم و انگار این گذشته چون راز و رمزی غریب در پس ذهن گرفتار است و شاید خلق اثر هنری است که این دنیای ریشهدار را بر ما آشکار میکند و این انبساط روح بانیاش هنر است. ”دکتر صادقی کلام و زبان را به کناری میگذارد تا با طراحی حرکت (کرئوگرافی) بتواند مثل یک رویای ناب در بازنگری این رفتارهای ناب و اصیل بکوشد و کوشیدناش به نتیجه دلخواه و مطلوب نیز نزدیک شده است. چراکه بیاغراق و افراط به نکات و لحظاتی اشاره میشود که گویاترین وضعیت را برای انسان تداعی میکند.“
حرکت حرف اول را در طراحی و میزانسن نمایش آیینی "پیکرههای بازیافته" میزند. حرکتی که در جمع، معنا و تصویر میشود. حرکتی که در سکوت شکل گرفته و در همتایی با موسیقی و آواهای انسانی پیش میرود. مولد این حرکات، بدن است. بدنی که منبع و مرجع مکاشفه است و میخواهد از اسرار زمین و آسمان جویا شود. در این جستن و جستار، ارزشمندی طبیعت و فراطبیعت فراچنگ انسان قرار میگیرد. ناخواسته بدن بر بودن خود و دنیای خارج خودآگاه میشود. این آگاهی نجاتبخش آدمی است، چون پیشگویانه بر مدار هستی اشراف مییابد و پذیرنده و پذیرای خوب و بد زندگیاش خواهد بود. حتا میتواند بر چیره شدن بدیها مقاومت کند. مقاومتی که نه با شمشیر و سلاح که در خلوت و دعا و اجرای آیین و برگزاری نذر و نیاز ممکن خواهد شد. بنابراین هر آنچه در صحنه اتفاق میافتد ریشه در ناخودآگاه دکتر صادقی دارد و این اتصال به گذشته دور از طریق این اثر نمایشی -آیینی برای تماشاگر هم ممکن میشود.
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : خردمند مردم هنر پرورند که تن پروران از هنر لاغرند (خوش آمدید) پروفایل مدیر : حامد سنتور |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| لینکستان |













